یادته؟

نمیدونم چند وقت پیش

بذار بگم دو سال و اندی پیش

اومدی

گفتی چی شده؟

بغض گلومو گرفت

اشک گوشه چشممو

با لبخند دستمو گرفتی

گفتی هیچی نگو

میدونم...

سکوتم

هیچ وقت برات نشکست

تو اما

بدون دونستن غم ته این چشمها

حسم کردی

و حالا...

بهارش تو لدت مبارک...

شنبه 26 بهمن1392 14:6 |- پاییزی -|

مادرها موجودات عجیبی اند

فرای اینکه زنها موجودات عجیبی هستند

اما گویی نام مادر که روی زن قرار میگیرد

تمام او را تغییر میدهد

حساسیت ها و نگرانی هایش گاه دوست داشتنی است

و گاه خسته کننده اما........

       عجیب ترین اتفاق آنست که

  او صبری دارد نامحدود

                              و گذشتی دارد که ناگزیرم از وصفش

نمیدانم اما هرچه که هست زن و مادر شدنش

                              و تغییراتش

زیباترین..........تماشایی ترین......و.....نمایان ترین

                اعجاز خداوند است

          معجزه خداوند سالروز زمینی شدنت مبارک.


پ.ن:23دی تولد مادر عزیزم بود این متنم روزه قبلش نوشتم اما نشدکه بزارم تو وبلاگ حالا با کلی تاخیر بازم تولدشو تبریک میگم.


†ɢα'§ : دلنوشته
جمعه 27 دی1392 23:6 |- بهاری -|

تو را دارم برای روزهای تنهایی 

برای روزهای دلتنگی

برای روزهای .......... بی کسی


 تورا دارم برای.....برای تمام دردهایی که درمانی برایشان نیست

 برای غم هایی که خانه نشین این دل لعنتی شده اند

 برای روزهایی که شادی شاید مهمان چند ساعته ام باشد

 تو را دارم آری......اما تو هم طلسم این خانه را نشکستی 

 نمیدانم.......اما به این داشتن ....به این انتظار....به این دلتنگی های

 شبانه روزی......به این بی قراری ها........عادت کرده ام

 اما..............اما...........به این غم لعنتی.........نه...

       گویی حال اوست که مجنون من شده!!!


†ɢα'§ : دلنوشته
یکشنبه 22 دی1392 22:12 |- بهاری -|


زمین عروس آسمان شد

من گفتم

در گوش آسمان گفتم

گفتم که زمین پنهانی عاشقت شده

و آسمان گریست

وباران بارید

زمین سیراب شد

وحالا

زمین سفید پوش است و

عروس آسمان

این زمستان سرد نیست

حالا که هستی

زمستانم بهار است...

جمعه 6 دی1392 17:22 |- پاییزی -|





پ.ن:ممنون از همه ی دوستانی که توی این یک ماهی که نبودم همراهیم کردن و هزاران بار تشکر بابت پیامهای تسلیتتون.


†ɢα'§ : دلنوشته
ℭoη†iηuê
پنجشنبه 30 آبان1392 23:51 |- بهاری -|

مادر بزرگ یعنی

همان صفای همیشگی

کنار رازقی

یعنی همان سماور همیشه اتیش شده

و چای لب ریز و لب سوز قند پهلو

یعنی مرکز محبت جمع های فراوش شده اقوام

و حالا

نداری اش

بهارم

تو صبور تر و آرام تر از منی

گفتی حالا داغی و خوب

میگذرد

مثل تمام سالهایی که گذراندی

که گذراندم....


پ ن: گاهی حرف کم میارم من پر حرف... برای روح مادربزرگ نازنینت مغفرت و برای تو عزیزم و خانوادت صبر میخوام..


پ ن :این پست رو بعدا حذف میکنم میدونم دوست نداری تو خونمون خاطره تلخ داشته باشی

سه شنبه 7 آبان1392 12:30 |- پاییزی -|



تو انقدر خوبی که هر روز من وابسته تر میشم

شبایی که تو این جایی منم عاشقتر میشم

یه روزایی که تنهایی

دلم لبریز غم میشه

چه شبهایی که دورادور دلامون تنگ هم میشه.

                                                                       "بهاری"


پ.ن:اولین ترانه ی بهاری نیازمند نظرات و کمک های شماست واسه پیشرفت بهتر.


†ɢα'§ : دلنوشته
یکشنبه 28 مهر1392 0:18 |- بهاری -|


خود خودم را میخواهم

خدایا

دلم را میگیری؟

به امانت

کمی نازک شده

کمی غبار گرفته

تعمیر میخواهد

خدایا دلم را میگیری؟


چهارشنبه 17 مهر1392 1:0 |- پاییزی -|



عطرت در فضایم جاریست

بوی عشق استشمام میکنم

یک عشق اساطیری

                      ناب و بی نظیر!!!


پ.ن:این روز سراسر شادی و شیرینی را به همه تبریک میگم

لحظاتتون سرشار از عشق.


†ɢα'§ : دلنوشته
دوشنبه 15 مهر1392 1:23 |- بهاری -|



چه احساسی از این بهتر که هستی،از این که می شه دستاتو بگیرم

از این که من یه جایی از جهانم،که می تونم تو آغوشت بمیرم

چه احساسی از این بهتر که هستی،تو که هستی جهان دیوونمونه

نمی دونی از اون روزی که هستی،عجب آرامشی تو خونمونه

برای من تماشا کردنِ تو،یه تسکینی واسه آشفتگیمه

تماشای تو حسِ ساده ای نیست،تماشای تمام زندگیمه

برای من تو معنای زمینی،تو یعنی لحظه لحظه روزگارم

تو دنیامی که من با این همه درد،به دنیا انقدر احساس دارم

تو که باشی برام فرقی نداره،جهان روی سرم آوار باشه

هنوزم حاضرم باشی کنارم،تمام دورمون دیوار باشه


                                                       روزبه بمانی


پ.ن:یه خونه تکونیه اساسی توی لینکدونی کردم.


†ɢα'§ : روزبه بمانی
پنجشنبه 11 مهر1392 0:49 |- بهاری -|

ϰ-†нêmê§